تبليغاتX
هشت بهشت - هخامنشیان
سلام دوستان این بار با بدقولی تمام زودتر از موعد اومدم


در راستای تجربه کردن سوژه های متنوع این بار سری به تاریخ زدم و با الگو گرفتن از فردوسی کبیر بخشی از تاریخ هخامنشیان را به صورت نظم در آوردم که حدود صد بیت شده و به مرور تقدیم میکنم

در آن سالهای بسی پیش از این ................... یک از بندگان خدای زمین

هخامنش بد رهبر و پیر پارس........................به فرمان او بود شمشیر پارس

ولی سرزمینش نی آزاد بود...........................ازیرا مطیع شه ماد بود

یکی پور فرخ ز آلش بخاست..........................که آرم ز او داستانی به راست

جوانی که قرآن ز او یاد کرد.......................... دل نیکمردان بسی شاد کرد

چو کورش بشد نوجوان شیر بود..................به دستان او گرز و شمشیر بود

چو سنش فزون شد سپهدار گشت............شه مردی و شاه پیکار گشت

بگفت او شهی شیر بایسته. است..............ز من شیرتر در جهان شیر هست؟

سپاهم پر از پهلوان و دلیر.........................به چنگم بگیرم صغیر و کبیر

ببیند دو چشمم کنون ماد را...................... شهش ریشه کن کرده مر داد را

کنون کل ایران به چنگال اوست................چرا سرزمین های ما مال اوست؟

بباید سوی ماد حرکت کنیم....................... ز تختش به خواری به زیر افکنیم

* * * * * *

در آنگه شه ماد خوشکام بود.................. ورا نیز آژی دهک نام بود

بشد آتش شادیش زود سرد.................. رسیدش ز کورش پیام نبرد

بیفتاد لرزش بر آن جان شاه................... بسنجید آژی دهک راه و چاه

نبد مرد پیکار و لایق نبود........................ سزاوار تخت خلایق نبود

بشد سوی کورش سپارنده ره................بیاورد با خود سلاح و سپه

ولی کورش اما چو یک شیر بود............. سپاهش به امرش چه پیگیر بود

همه گوش داده به فرمان شه............. سوی کشتن آن سپاه سیه

چو کورش به آنها اجازت بداد................ نمودند حمله به مردان ماد

سپاهان به جنگ اندرون آمدند............. چه مرد بد و خوب گردن زدند

سرانجام افتاد دشمن ز پا....................بگردید کورش شه آریا


* * * * *

به ترس و به لرز آمدندی سران........... ز مصر و ز بابل ز لیدی شهان

بگفتند باید که یکسر شویم.................به کشور نگهبان و یاور شویم

به زودی بگیرد چنین تخت ما..............بسوزد به اقبال خود بخت ما

شده کورش آن یل شه آریا................بخواهد بگیرد کجا تا کجا؟

بشد کورش آماده ی یک نبرد.............سپاهش چه راه درازی سپرد

رسیدند تا لیدیه اندرون...................... بسازند تا دولتش سرنگون

ادامه در روزهای بعد جیگر!!!!!!!!

نوشته شده توسط علیرضا ماندگار در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 ساعت 18:24 | لینک ثابت |
 
business article