تبليغاتX
هشت بهشت -

سلام عزیزان

دیدیم موقع جام جهانی است و حیف است در این باره سخنی بر زبان نرانیم

این هم شعر جدیدمان برای علی آبادی عزیز تر از جان

 

کنون هنگام فریاد و فغان است.................... که تیم ما اسیر خائنان است

جماعت یکصدا بسمل بگوید......................... تحول باید و وقت تکان است

تو شیر گوسفندان گر که خواهی................. ببین اول که بر آنها شبان است

شکست تیم ملی دست پخت...................... علی آبادی و امثال آن است

زبانش جز به ناحق می نچرخد.................... مخلٌ راحت روح و روان است

عجب دیکتاتوری خواهد نماید!..................... گمانم جدٌ او چنگیز خان است

به ورزش وی ندارد جایگاهی ................. به یک دمبل زدن هم ناتوان است

دلش قرص است و پستش نیز محفوظ........ که پشتیبان رئیس مردمان است

بماند صاحب منصب در اینجا ...................... هر آنکس تابع امر یلان است

سیاست در دل ورزش دخیل است............. عیان است و چه حاجت به بیان است

همه دانند و خواهندش ندانند..................... زنم فریاد!!! حق با دادکان است

بگفتندش که بیرون کن ز آنجا ................... همه کس گر که ضد حزبمان است

برانکو اولی باشد سپس نیز ...................... نو آموز و پس از او پهلوان است

مربی بهتر از مایلی کهن نیست! .............. که تسبیحش به دست و ذکرخوان است

چرا در ضبط ماشین فلانی ....................... نوار و سی دی حامد هاکان است

بدهکاریٌ خود را می ندادند........................ که یک میلیارد پول بی زبان است

اگر فدراسیون آنرا بگیرد .......................... موفق در ره جام جهان است

بیارد دادکان را سربلندی ......................... ولی ما را افول است و خزان است

تدارک بهر تیم ما ندیدند ........................... که مسئولیتش بر دیگران است

به کار دادکان اخلال کردند .................... کمی پیدا و بسیارش نهان است

بباید لغو گردد جام ال جی !!! .................. که اسپانسر رفیق دشمنان است

نه برزیل و هلند و انگلستان .................... نه آرژانتین که دون و زر ستان است

اگر غیرت بود در تیم ملی ....................... بلا شک  کامیاب و قهرمان است

عناد و تفرقه در تیم انداخت .................... گواه من زمین و آسمان است

خودت دانی که هر کس این چنین بود...... بلا شک از گروه ناکثان است

ازیرا کینه ای از دادکان داشت................. ز این بازنده گشتن شادمان است

شکست تیم ملی خود بخود نیست......... ز او این باختهامان ارمغان است

ازین لجبازی و زین حق ستیزی .............. شکسته قلب پاک عاشقان است

به نزد این علی آبادی پست ................... ذلیل و بی بها نسل جوان است

خدا را ! هیچ از ورزش نداند .................... فقط دنبال پست و آب و نان است

نباید داد کاری را به دستش ................... که این خودخواه خودسر شارلاتان است

ولی دوران خوب او سر آید .................... که خواهد رفت و اکنون میهمان است

به خاک افکندن و تا عرش بردن.............. رسومی ماندگار از باستان است

خوشا آن کس که در این چند روزه ........ مفید و خیرخواه و مهربان است

نوشته شده توسط علیرضا ماندگار در پنجشنبه هشتم تیر 1385 ساعت 17:50 | لینک ثابت |
 
business article